الهي ! آفريدي رايگان و روزي دادي رايگان ، بيامرز رايگان که تو خدايي نه بازرگان.
الهي ! بنياد تو حيد ما را خراب مکن و باغ اميد ما بي آب مکن
الهي ! مي بيني و مي داني و بر آوردن مي تواني
الهي ! بود و نبود من تو را يکسان ، از غم مرا به شادي رسان
خواجه عبدالله انصاري
با سلام به همه دوستای گلم

امیدوارم هر جا که هستین شاد و سلامت باشید
از سفر و گذروندن تعطیلات که خبری نشد حد اقل اینجا از نظرات شما دوستای عزیزم بر خوردار بشیم و چهار تا چيز ياد بگيريم 
می خواستم در مورد پست قبلی که نوشتم یه سری سوالات رو از شما دوستان عزیز بپرسم
یعنی دیدگاههای مختلف در مورد اختلاف سن بین خانم و آقا برای شروع یک زندگی مشترک 
همونطور که می دونید این مساله مطلق نیست و از نظر خودم به رشد فکری و شخصیتی و همچنین میزان توانایی ها ی دو طرف بستگی داره
ازتون خواهش می کنم پاسخ سوالات و نظرات خودتون رو در این مورد در قسمت نظرات بگذارید 
و خواهش دیگه اینکه خودتون رو معرفی کنید(سن - تحصیلات - متاهل یا مجرد و . . .)
*آیا شما حاضرید با فردی که از خودتون چند سال کو چکتر هست ازدواج کنید ؟ چرا ؟( خانم ها پاسخ دهند)
* آیا شما حاضرید بافردی که از شما چند سال بزرگتر هست ازدواج کنید؟ چرا ؟( آقایون پاسخ دهند )
* از نظر شما بهترین سن ازدواج برای خانم ها و آقایون چند سال می باشد ؟
*فاصله سنی در دوام یک زندگی مشترک چقدر می تواند مفید باشد ؟
* دیدگاه جامعه ایرانی به اختلاف سن بین خانم و آقا با توجه به اینکه خانم بزرگتر از آقا باشد به نظر شما چیست ؟
راستش سوالات زیاد بود ولی از اونجایی که ممکنه خسته کننده باشه براتون خلاصه و کلی ترشون کردمر 
ازتون خواهش می کنم حتما نظر و دیدگاههاتون رو تو قسمت نظرات بنویسید
با تشکر
همه شما رو به خدا می سپارم

اميدوارم هميشه سلامت باشيد
قرار بود امروز آخرين روز اين دوره از کار آموزيم باشه که نشد 2روز ديگه بايد برم
انشا الله اگه اتفاقي نيافته هفته بعد تموم مي شه و يه چند روزي بيکار مي شم که اونم بايد صرف ترجمه مقالاتم بکنم از مسافرتم که خبري نيست
ولي بلاخره تموم مي شه يه چند ماه ديگه تحمل مي خواد که نمي دونم مي تونم يا نه!!!
خب يه چيز جالب براي اون دسته دوستاني که مي گن دهنمون بوي شير ميده و از زير بار قبول مسئوليت در مي رن
دو روزپيش يه ني ني دنيا اومد يه آقا پسر گل کوچولو وقتي بردم پيش مامانش تا شيرش بده يه چند دقيقه اي نشستم پيشش و مامان ني ني گولو يکمي از خودش و خونوادش برام تعريف کرد
اون چيزي که تو حرفاش برام جالب بود پدر 16 ساله ني ني کوچولو بود
البته مورد تازه اي نبود اما تفاوتش زمان و موقعيت مکاني بود تو جامعه کنوني ما که خيلي از جوانان از قبول مسئوليت هاي اين چنيني شونه خالي مي کنن
روبه رو شدن با اين موارد آدمو به فکر فرو مي بره من که کلي فکريدم در مورد همه جوانب زندگيشون و اينکه چطور پيش مي برن اين قطار زندگي رو
همسر اين آقاي 16 ساله يه خانم 22 ساله بود و مي گفت به اصرار خونوادش با اين آقا ازدواج کرده![]()
يک سالي مي شد که ازدواج کرده بودن و از زندگيش راضي بود در مورد خرج و مخارج زندگيشون پرسيدم که کسي بهتون کمک مي کنه گفت نه چندان
با خونواده همسرم تو يه خونه زندگي مي کنيم اما به طور مستقل
همسرم خودش دستفروشي مي کنه و خرج و مخارج زندگيمونو در مياره و کمبودي نداريم
بهش گفتم خانمي در مورد بچه دار شدن فکر نمي کنين زود اقدام کردين گفت من خودم راضي نبودم چون همسرم سنش کمه ولي ايشون خيلي اصرار داشتن
راستش ديگه ادامه ندادم چون مي شد فضولي تو کار مردم يه کم جو گير شدم يه سري توضيحات دادم براش و با ني ني کوچولوش تنهاش گذاشتم
والا اين چند روز هر آقا پسر 15 و 16 ساله اي رو ميبينم ياد اين خانم و آقا ميافتم
من که نتونستم خودمو راضي کنم که چطور زندگي شونو به تنهايي اداره مي کنن اونم بدون کمک اطرافيان البته اينطور که خودشون مي گن
نظر شما چيه ؟